تبلیغات
داستان هایی درباره خدا،خودسازی،پندآموزو... - به او اعتماد کن
تاریخ : یکشنبه 21 خرداد 1391 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : t. faced
تصویر

مردی ثروتمند وجود داشت که همیشه پر از اضطراب و دلواپسی بود. با اینکه از همه ثروتهای دنیا بهره مند بود،هیچ گاه شاد نبود.او خدمتکاری داشت که ایمان درونش موج می زد. روزی خدمتکار وقتی دید مرد تا حد مرگ نگران است به او گفت:
((ارباب،آیا حقیقت دارد که خداوندپیش از بدنیا آمدن شما جهان را اداره می کرد؟))
او پاسخ داد: بله
 خدمتکار پرسید:....

((آیا درست است که خداوند پس از آنکه شما دنیا را ترک کردید آنرا همچنان اداره می کند؟))

ارباب دوباره پاسخ داد: بله

خدمتکار گفت:

((پس چطور است به خدا اجازه بدهید وقتی شما در این دنیا هستید او آنرا ادره کند؟))


به او اعتماد کن ، وقتی تردیدهای تیره به تو هجوم می آورند

به او اعتماد کن ، وقتی که نیرویت کم است

به او اعتماد کن ، زیرا وقتی به سادگی به او اعتماد کنی

اعتمادت سخت ترین چیزها خواهد بود...

الثِّقَةُ بِاللهِ ثَمَنٌ لِکٌلِّ غالٍ و سُلَّمٌ اِلى کُلِّ عالٍ؛

اعتماد به خدا بهاى هر چیز گرانبها است و نردبانى به سوى هر بلندایى.

بحارالانوار، ج۵، ص۱۴





طبقه بندی: داستان هایی درباره خدا، خودسازی، مطالب وجملات امید دهنده،
برچسب ها: خدا، امید، عتماد، داشته باش، به، او، ارباب، ایمان، ثروتمند،