تبلیغات
داستان هایی درباره خدا،خودسازی،پندآموزو... - عــــــــروسک
تاریخ : دوشنبه 28 اسفند 1391 | 08:07 ب.ظ | نویسنده : t. faced
 دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟ :بله.
 دخترک همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از اونا خیلی بانمک بودن .
دربین اونا یک عروسک باربی هم بود. مهمان پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟
 و پیش خودش فکر کرد:حتما" باربی. اما تعجب کرد وقتی که دید دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت:
اینو بیشتر از همه دوست دارم.مهمان پرسید:این که زیاد خوشگل نیست! دخترک جواب داد:آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه و دوستش داشته باشه

اونوقت دلش میشکنه...

داستان هایی درباره خدا،خودسازی،پندآموزو...



طبقه بندی: داستان های مختلف وپندآموز،
برچسب ها: عــــــــروسک، عروسک، دختر، پاره، عروسک پاره، عروسک باربی،